ادراک، یادگیری و حافظه، انگیزش و ارزشها، شخصیت و سبک زندگی و نگرش ها
ماهیت ادراک
پردازش اطلاعات: عبارت است از فعالیت هایی که به واسطه آنها محرک ها توسط مخاطبان ادراک شده، به اطلاعات تبدیل و نهایتاً در ذهن ذخیره می شوند.
یک مدل مناسب پردازش اطلاعات دارای 4 مرحله اصلی است:
1- قرار گرفتن در معرض اطلاعات؛
2- جلب توجه؛
3- شرح و تفسیر اطلاعات؛
4- ثبت در حافظه.
� سه مرحله اول از این فرایند را فرایند ادراک می نامند.�
قرار گرفتن در معرض اطلاعات: مواجهه فرد با اطلاعات زمانی رخ می دهد که یک عامل تحریک کننده (مثلاً یک تصویر تبلیغاتی که در خیابان در معرض گیرنده بینایی قرار دارد) در محدوده گیرنده های حسی وی قرار گیرد.
جلب توجه: جلب توجه زمانی پیش می آید که عامل تحریک کننده (تصویر تبلیغاتی در خیابان) توسط فرد دیده می شود و گیرنده های عصبی وی پیام حسی را جهت پردازش به مغز ارسال می کنند.
تعبیر و تفسیر اطلاعات: به مفهوم تخصیص معنی ومفهوم خاص به پیام دریافت شده است.
ثبت در حافظه: به معنای استفاده کوتاه مدت از معنا و مفهوم تخصیص یافته در تصمیم گیری های سریع، یا حفظ مفهوم در مدت زمان طولانی تر است.
عوامل تحریک کننده
عوامل تحریک کننده همان ویژگی های فیزیک محرک ها هستند. بعضی از عوامل تحریک کننده ویژگی هایی هستند که مستقلاً توجه ما را به ویژگی های فردی یا موقعیتی جلب می کنند.
اندازه و شدت
رنگ و حرکت
جایگاه و محل قرار گرفتن
تفکیک
فرمت و سازمان دهی ارائه پیام
تضاد/ انتظارات
جذابیت
حجم اطلاعات
توجه به محرک ها بر پایه توانایی هر نیمکره مغز
این واژه در مورد فعالیت هایی به کار می رود که در یک نیمکره مغز رخ می دهند. نیمکره چپ مغز وظیفه پردازش اطلاعات کلامی سمبولیک و تجزیه تحلیل های تدریجی را بر عهده دارد. همچنین، از توانیی هوشیاری نسبت به رخدادها و گزارش آنها نیز برخوردار است و فعالیت ها و تفکرات منطقی ما را کنترل می کند.
در مقابل، نیمکره راست مغز با اطلاعات غیر کلامی، تصویری، هندسی و غیر زمانی سر و کار دارد. بدون این که فرد قادر به ارائه گزارش کلامی از ذهن خود باشد، این نیمکره بیشتر با تصاویر و انواع تأثیرگذاری های حسی افراد مرتبط است.
محرک های زیر آستانه حسی
محرک های زیر آستانه حسی، پیام هایی هستند که به قدری سریع و ماهرانه و به حدی پوشیده در زیر نقاب سایر پیام ها ارائه می شوند که فرد از دیدن یا شنیدن آنها آگاه نمی شود.
تعمیم و تمایز محرک ها
تعمیم محرک ها زمانی رخ می دهد که فرد به محرک های مشابه، یا تا حدی مشابه، پاسخ یکسانی می دهد.
تمایز محرک ها عبارت است از فرایندی که طی آن، فرد می آموزد به محرک های مشابه، یا تا حدودی مشابه، پاسخ های متفاوت بدهد.
مفهوم یادگیری
یادگیری یکی از اجزای اصلی و ضروری در فرایند مصرف است. در واقع، رفتار مصرف کننده تا حد زیادی یک رفتار آموخته است. افراد، بسیاری از نگرش ها، باورها، ارزش ها، علائق، رفتارها، ترجیحات و تمایلات معانی سمبلیک و احساس خود را از طریق فرایند یادگیری کسب می کنند.
یادگیری در یک جمله عبارت است از هر نوع تغییر در محتوا یا سازماندهی حافظه بلندمدت یا رفتار.
شرطی شدن
شرطی شدن، یادگیری بر اساس ترکیب یک محرک (اطلاعات) و پاسخ (رفتار یا احساس) است.
شرطی شدن برای بسیاری از افراد، مفهوم منفی دارد و به صورت ناخودآگاه تصاویری از انسان های روبات گونه را در ذهن به وجود می آورد.
اگر بخواهیم یادگیری شرطی را به صورت ساده تعریف کنیم باید بگوییم که فرد از طریق مواجهه با بعضی از محرک ها و پاسخ های مرتبط با آنها یاد می گیرد که این محرک ها با یکدیگر هماهنگی دارند یا ندارند. دو شکل اساسی از یادگیری شرطی تعریف شده است:
شرطی شدن کلاسیک
شرطی شدن کنش گر
شرطی شدن کلاسیک
فرایند استفاده از یک رابطه شکل گرفته بین یک محرک و پاسخ به منظور فراهم آوردن یادگیری از آن برای پاسخ به یک محرک دیگر را شرطی شدن کلاسیک می نامند.
شنیدن یک موسیقی مشهور (محرک غیر شرطی) احساس مثبتی را در بسیاری از افراد بر می انگیزد (پاسخ غیر شرطی). اگر این موسیقی به طور مرتب همراه با نام تجاری خاصی از یک محصول مانند خودکار همراه شود (محرک شرطی شده)، این نام تجاری به تدریج همان احساس مثبت را در افراد تداعی خواهد کرد.
شرطی شدن کنش گر
یادگیری ابزاری یا شرطی شدن کنش گر عمدتاً از نظر نقش و زمان بندی عوامل تقویت کننده، با شرطی شدن کلاسیک متفاوت است.
توجه داشته باشید که در شرطی شدن کنش گر، عوامل تقویت کننده نقش بسیار مهمی دارند. از آنجا که در این فرایند هیچ رابطه اتوماتیکی بین محرک و پاسخ وجود ندارد، باید ابتدا یک عامل تحریک کننده موجب بروز یک رفتار مطلوب شده و سپس این رفتار مطلوب تقویت شود.
شرطی شدن کنش گر اغلب مستلزم استفاده واقعی از محصول است. به همین دلیل، بسیاری از استراتژی های بازاریابی بر مبنای تست اولیه محصول طراحی شده اند.
یادگیری شناختی
یادگیری شناختی در برگیرنده کلیه فعالیت های ذهنی افراد در حین انجام فعالیت های کاری به منظور حل مشکلات یا انطباق با موقعیت ها است.
یادگیری شناختی شامل یادگیری ایده ها، مفاهیم، نگرش ها و واقعیت هایی است که توانایی درک استدلال و حل مسئله را در فرد افزایش می دهند؛ بدون آن که وی تجربه مستقیم یا عامل تقویت کننده ای را در این یادگیری احساس کند. یادگیری شناختی دامنه وسیعی دارد.
این نوع یادگیری می تواند از کسب اطلاعات ساده آغاز شود و تا توانایی حل مسائل پیچیده و مستلزم خلاقیت ادامه یابد.
سه نوع از انواع یادگیری شناختی:
یادگیری حاصل از تکرار
یادگیری جانشینی/ الگوبرداری
یادگیری استدلالی/قیاسی
حافظه
حافظه جمع بندی نهایی از تجارب یادگیری قبلی فرد است که از دو جزء مرتبط تشکیل شده است:
حافظه کوتاه مدت ظرفیت محدودی برای نگهداری اطلاعات و احساسات دارد. در واقع، حافظه کوتاه مدت برای نگهداری و ذخیره طولانی مدت اطلاعات کاربرد ندارد، بلکه بیشتر شبیه به یک فایل در حال اجرا در درون سیستم کامپیوتر است، همان طور که در کامپیوتر، پس از تکمیل مراحل پردازش اطلاعات، نتایج و دستاوردهای کلیدی به یک سیستم دیگر انتقال پیدا می کنند در حافظه فرد نیز همین مراحل رخ می دهند.
حافظه بلند مدت به مفهوم ذخیره کردن نامحدود و دائمی اطلاعات است. این نوع حافظه می تواند انواع بسیار زیادی از اطلاعات، فرضیات، قوانین تصمیم گیری، فرایندها، حالات حسی و عاطفه و غیره را شامل شود.
حافظه نموداری
یک الگو از ترکیب و ارتباط دادن مفاهیم و خاطرات متوالی حول یک مفهوم خاص در قالب حافظه نموداری شناخته می شود. حافظه نموداری، شبکه پیچیده ای از ارتباطات است: ارتباط مفاهیم و واژه های مختلف با یک نام تجاری از طریق یک شبکه در ذهن فرد انجام می شود.
این نوع حافظه به نحوه ذخیره سازی معانی در حافظه بلند مدت فرد اشاره دارد و به صورت شبکه ای سازمان دهی می شود.
انواع اطلاعات ذخیره شده در حافظه
در گره های حافظه 4 نوع اطلاعات ذخیره می شود که عبارتند از:
نام تجاری
ویژگی های نام تجاری
طبقه محصول
ارزیابی های فرد نسبت به نام تجاری و آگهی های تبلیغاتی
انگیزش
انگیزش نیرویی است که رفتارها را تقویت کرده و جهت و هدف رفتار را مشخص می کند.
کشف انگیزه خرید
فرض کنید محقق بازاریابی از مصرف کننده ای می پرسد: �چرا لباسی را با نام تجاری خاص انتخاب کرده یا چرا از دوچرخه یا ادکلن استفاده می کند؟�. به احتمال زیاد پاسخ این مصرف کننده چیزی شبیه به این جملات خواهد بود: �چون این محصول مد روز یا شیک است�، چون دوستانم از آن استفاده می کنند، یا این که چون با من تناسب دارد.� ولی بعضی اوقات دلیل دیگری باعث این انتخاب می شود؛ دلایلی که مصرف کننده به دشواری آن ها را می پذیرد یا شاید اصلاً از آن آگاه نباشد.
اولین دسته از انگیزه های ذکر شده، انگیزه هایی هستند که برای مصرف کننده شناخته شده هستند و وی براحتی این انگیزه ها را می پذیرد. این انگیزه ها را انگیزه های آشکار می نامند.
گروه دوم از انگیزه ها آن هایی هستند که یا برای مصرف کننده ناشناخته هستند یا به نحوی از پذیرش آن ها سر باز می زند. این انگیزه ها را انگیزه های نهفته می نامند.
3 نوع تضاد یا ناسازگاری انگیزشی
تضاد یا ناسازگاری رویکرد – رویکرد: زمانی که مصرف کننده باید بین دو گزینه مورد علاقه خود یکی را انتخاب کند با ناسازگاری رویکرد – رویکرد مواجه می شود، مانند زمانی که فردی پول هنگفتی دارد و در انتخاب مسافرت به یک مکان خوش آب و هوا و خرید اتومبیل بر سر دو راهی قرار می گیرد.
تضاد یا ناسازگاری رویکرد – اجتناب: زمانی که یک مصرف کننده تصمیم به خرید محصولی می گیرد که آن محصول آثار و نتایج مثبت و منفی را با هم دارد با ناسازگاری رویکرد – اجتناب مواجه می شود. مانند زمانی که فردی در مورد افزایش وزن خود نگران است اما به خوردن شیرینی نیز علاقه دارد.
تضاد یا ناسازگاری اجتناب – اجتناب: زمانی که یک انتخاب برای فرد تنها نتایج و تبعات منفی و ناخوشایند به همراه دارد با تضاد اجتناب – اجتناب روبرو می شود، مانند زمانی که یک دستگاه الکتریکی قدیمی می سوزد. در این حالت فرد با این تضاد مواجه می شود که از یک سو تمایل به صرف پول برای خرید یک دستگاه جدید ندارد، و از سوی دیگر نمی تواند بدون وجود آن دستگاه به راحتی زندگی کند.
شخصیت
شخصیت منعکس کننده پاسخ های مشابهی است که افراد در تقابل با موقعیت های متنوع و متختلف از خود بروز می دهند.
در حالی که انگیزش موجب تقویت و هدایت نیروهایی می شود که به صورت معنادار و هدف گرا رفتار مصرف کننده را شکل می دهند، شخصیت یک مصرف کننده رفتار انتخابی او را به منظور دست یابی به اهدافش در موقعیت های مختلف هدایت می کند.
شخصیت عبارت است از تمایل یا گرایشات خاص یک فرد به نشان دادن واکنش های خاص در رویارویی با موقعیت های مشابه.
تئوری های شخصیتی خصیصه منفرد و چندگانه
تئوری های خصیصه منفرد: بر روی یک خصوصیت شخصیتی به عنوان خصوصیت مرتبط با درک مجموعه ای از رفتارهای فرد تأکید می کنند. در این تئوری ها منظور این نیست که سایر خصایص در افراد مهم نیستند، بلکه آن ها بر روی یک ویژگی خاص دست گذاشته و رابطه آن را با مجموعه ای از رفتارها مورد بررسی و مطالعه قرار می دهند.
بر خلاف تئوری های شخصیتی خصیصه منفرد، تئوری شخصیتی چند خصیصه ای به تبیین تعدادی از خصایص می پردازد که از ادغام آن ها قسمت عمده ای از شخصیت فرد شکل می گیرد. مدل 5 فاکتور شخصیت، نمونه ای از تئوری چند خصیصه ای است که بیشتر از سایر تئوری ها مورد استفاده بازاریابان قرار می گیرد.
پنج فاکتور شخصیت
برون گرایی: تمایل به حضور در جمع، صحبت در مقابل جمع، جسارت و بی باکی
عدم ثبات رفتاری: ترش رویی و بدخلقی، تغییرخلق سریع و بی دلیل، حساسیت و زود رنجی
سازگاری، داشتن طبع ملایم: همدردی و دلسوزی، مهربانی و ملاطفت با دیگران، داشتن رفتار مؤدبانه با سایرین
علاقه به کسب تجربیات جدید در زندگی : داشتن قوه تخیل و تصور فعال، توجه و علاقه به هنر، یافتن راه حل های جدید و نوآورانه
وظیفه شناسی: دقت در انجام کارها، تلاش برای درست انجام دادن وظایف
نگرش
نگرش عبارت است از سازمان دهی بلند مدت فرایند های انگیزشی، احساسی، ادراکی و شناختی با توجه به برخی جنبه های محیطی که فرد در آن قرار گرفته است. بر همین اساس، نگرش یک فرد بیانگر شیوه تفکر، احساس و واکنش هایی است که وی نسبت به محیط اطراف خود (مثلا نسبت به یک فروشگاه، محصول یا برنامه تلویزیونی) دارد.
چهار کاربرد کلیدی نگرش
کاربردهای مرتبط با دانش: برخی از نگرش ها شیوه ای برای سازمان دهی یا منظم ساختن باورهای یک فرد در مورد اشیا یا واکنش وی نسبت به محیط اطرافش هستند. این نگرش ها و طرز تفکر ها می توانند مبتنی بر واقعیت و یا بر پایه خیالات و تصورات واهی باشند. اما در هر صورت باعث بروز یک سری رفتارها در افراد می شوند.
کاربردهای تشریح کننده ارزش: این دسته از نگرش ها برای بیان ارزش ها و باورهای اصلی مصرف کنندگان در جهت شکل دادن و تشریح ارزش ها و باورهای اصلی و بنیانی افراد به وجود می آیند.
کاربردهای انتفاعی: این فعالیت بر پایه شرطی شدن کنش گر شکل می گیرد. افراد نسبت به محصولات یا فعالیت هایی که به آنها نفع برسانند نگرش مثبتی دارند و بر عکس، نسبت به فعالیت هایی که به سود آنها نیستند یا مضر هستند نگرش منفی پیدا می کنند.
کاربردهای تدافعی: در درون افراد، نگرش هایی به منظور دفاع از خود و تصورات شخصی آنها در برابر تهدیدات یا کاستی های احتمالی شکل می گیرند.
عناصر تشکیل دهنده نگرش
جزء شناختی نگرش: جزء شناختی نگرش شامل باورها و اعتقادات یک مصرف کننده در مورد کالا یا خدمت است.
جزء عاطفی نگرش: واکنش های احساسی نسبت به یک موضوع (کالا یا خدمت) نمایانگر جزء عاطفی نگرش است.
جزء رفتاری نگرش: جزء رفتاری نگرش عبارت است از تمایل فرد در بروز واکنشی خاص نسبت به یک محصول یا یک فعالیت.
برداشت فرد از خود (خود مفهومی)
برداشت از خود به مفهوم تمامیت افکار و احساساتی است که فرد به عنوان یک موجود از خود دارد. به عبارت دیگر، احساسات و تصورات فرد از خودش است.
برداشت فرد از خودش از نگرش هایی که از زوایای مختلف به خود دارد تشکیل می شود.
چهار جز برداشت از خود
برداشت از خود واقعی در برابر از خود ایده ال
برداشت از خود اجتماعی در برابر برداشت از خود خصوصی
تفاوت بین برداشت از خود واقعی و برداشت از خود ایده ال به برداشت فرد از "آن کسی که من الان هستم" و "آن کسی که دوست دارم باشم" اشاره دارد.
برداشت از خود خصوصی بیان می کند که "من با خودم چگونه هستم یا دوست دارم با خودم چگونه باشم" و برداشت از خود اجتماعی بیانگر آن است که "دیگران مرا چگونه می بینند یا دوست دارم دیگران مرا چگونه ببینند".
ماهیت سبک زندگی
سبک زندگی اساساً عبارت است از چگونگی زندگی یک فرد.
سبک زندگی نشان دهنده جلوه بیرونی برداشت از خود فرد در محیط زندگی و انتخاب های او در زندگی روزمره است. سبک زندگی فرد با تجارب گذشته، خصوصیات و ویژگی های ذاتی و موقعیت فعلی وی شکل می گیرد و بر تمام وجوه رفتار مصرف وی تأثیر می گذارد.
سبک زندگی یک فرد تابعی از خصوصیات وراثتی- فردی وی است که در تعامل با محیط اجتماعی و گذر از دوران های مختلف چرخه زندگی شکل می گیرد.
سنجش سبک زندگی
نگرش ها: ارزیابی های افراد از سایرین، مکان ها، ایده ها، محصولات و غیره.
ارزش ها: باورهای عمیق فرد در مورد چیزهایی که برای او قابل قبول یا مورد علاقه است.
فعالیت ها و علائق: رفتارهای غیر شغلی که مصرف کنندگان برای آن وقت و انرژی صرف می کنند (مانند انواع سرگرمی ها، ورزشها، بازدید از اماکن عمومی، پارک ها و غیره)
جمعیت شناختی: سن، جنسیت، تحصیلات، درآمد، شغل، ساختار خانوادگی، پیش زمینه های اعتقادی و مکان جغرافیایی مصرف کنندگان
الگوهای رسانه ای: رسانه های خاصی که مصرف کنندگان بیشتر از آنها استفاده می کنند.
نرخ استفاده: سنجش مصرف یک رده خاص از محصول، اغلب مصرف کنندگان به دسته بندی هایی، نظیر پر مصرف، کم مصرف، با مصرف متوسط و بدون مصرف از یک محصول شناخته می شوند.
سیستم VALS
این سیستم توسط شرکت مشاوره ای SRIC-BI در سال 1978 معرفی شد و در سال 1989 مورد بازبینی اساسی قرار گرفت توانست یک طبقه بندی سیستماتیک از جامعه بزرگسالان آمریکایی ارائه دهد و آنان را به 8 بخش مصرف کنندگان متمایز تقسیم کند. نسخه بازبینی شده VALS ویژگی های روان نگاشتی را به عنوان مبنای کار خود قرار داد، در حالی که نسخه قدیمی آن در سال 1978 بیشتر فعالیت ها و علائق افراد را پایه و اساس کار خود قرار داده بود.
پایه گذاران این سیستم سه طبقه بندی اصلی را برای رویکرد فرد به خود در نظر گرفته اند:
اصول گرا: این قبیل افراد در انتخاب هایشان بیشتر به باورها و اصول زندگی خود توجه می کنند تا به احساسات یا موقعیت و نظر دیگران.
موقعیت گرا (وجهه گرا): فعالیت ها، عقاید و پذیرش سایرین بر روی این گروه از افراد بسیار تأثیرگذار است.
عمل گرا: این قبیل افراد به فعالیت های فیزیکی و اجتماعی، تنوع طلبی و ریسک پذیری اجتماعی علاقه دارند.
:: موضوعات مرتبط:
مقالات فارسی
:: برچسبها:
ادراک,
یادگیری,
حافظه نموداری,
انگیزش