تاریخ :  دوشنبه سیزدهم اسفند ۱۳۹۷
نویسنده :  مجید بی عوض شبستری

ماهیت رسانه در تأثیری که بر مردم می گذارد، چیست؟ رسانه های جمعی عامل روشنگری، آسایش، ارتقا و الهام بخشی برای اعضای جامعه می باشند. مهمترین خصیصه رسانه های جمعی را می توانیم در توانایی آن برای ایجاد تصویری روشن از وضعیت که به واسطه آن واقعیت را بهتر درک کنیم، تبیین کنیم. اخبار منتشر شده در روزنامه و تلویزیون جزو اولین گروه از رسانه های جمعی برای دسترسی به طیف وسیعی از عموم مردم می باشد. 
رسانه های جمعی گاه از انحرافات اجتماعی، نظیر تجاوز، خشونت، قتل و ... پرده برمی دارند و زوایای پنهان داستان های عشقی و جنایی را برای مخاطبان خود آشکار می سازند و انواع دام هایی را که بر سر راه جوانان قرار دارد، به آنان گوشزد می نمایند و راه های لغزش دیگران را برای مخاطبان ترسیم می کنند و با اطلاع رسانی به موقع و مناسب برای اعضای جامعه، در پیشگیری از انحرافات اجتماعی نقش مؤثری ایفا می کنند.
اما از طرف مقابل، شاید بتوانیم رسانه را به عنوان مقصر اصلی از بین رفتن بنیان خانواده در اکثر کشورها به ویژه آمریکا بشناسیم. 
رسانه ها با گلچین سازی اطلاعات تصمیم می گیرند که چه اطلاعاتی، به چه صورتی و برای چه سطح مخاطبی از مردم مطرح کنند. در بیشتر موارد مشاهده می کنیم که رسانه ها پا را از این نیز فراتر گذاشته و اقدام به تحریف اخبار می کنند و حتی برای مخاطبان خود ذهنیت سازی می کنند. پیش از پیدایش تلویزیون، مردم مجبور بودند به اخبار روزنامه ها و رادیو در مورد نامزدهای انتخابات اعتماد كنند، ولی مشكل اینجا بود كه اطلاعات، به صورت بسیار كند، ناقص و ویرایش شده در اختیار مردم قرار می گرفت. برای مثال، در زمان ریاست جمهوری روزولت در آمریكا، عده كمی از مردم می دانستند او از ناحیه پایین بدن فلج است و نمی تواند راه برود؛ چرا كه روزنامه ها از چاپ عكس هایی كه او را با آتل های طبی اش به تصویر می كشید، خودداری می كردند و ترجیح می دادند عكس هایی از وی چاپ كنند كه پاهای وی در آ ن مشخص نباشد. 
بنابراین، می توانیم استدلال کنیم که فرهنگ سیاسی نقش مهمی در تعیین موفقیت یا شکست یک سیاست دارد. وجود این نقش به خاطر ماهیت متغیر از تغییر در برداشت و انتظارات مردمی از دولت و سیاست های آن نشات می گیرد. این الگوی تغییر از یک جامعه به جامعه ای دیگر متغیر است. 

 

چرا برخی از مسائل توجه عموم مردم را به خود جلب می کنند و برخی دیگر بدون توجهی نادیده گرفته می شوند؟ چرا دولت ها قادر به حل مشکلات عینی و بدیهی نیستند و در عین حال درصدد حل مشکلات نهفته و نامرئی بر می آیند؟ و بسیاری از این چراها نشان می دهد که دستور کار به چه صورت و توسط چه کسی تدوین می شود؟ در مقام پاسخ به این سئوالات باید این طور توضیح دهیم، افرادی که در موضع قدرت قرار دارند به ندرت به رابطه خود با رسانه اذعان دارند. اما به گفته هاوکر موفقترین سیاستمداران اجازه می دهند که رسانه بر تصمیم های آنان تاثیرگذار باشند. 
دیدگاه مطرح در تاثیر رسانه را الگوی چرخه خبری 24 ساعته می دانیم که طی آن اخبار هر روز صبح توسط روزنامه، رادیو و تلویزیون منتشر می شود و سپس در طول روز در مورد این ماجرا در بخش های مختلف خبری صحبت می شود و در نهایت در اخبار شبانگاهی نیز تحلیل می شود. تا اینکه در اخبار روز بعد چرخه خبری با تمرکز بر جنبه های دیگر ماجرا ادامه یابد و یا چرخه خبری دیگری شروع شود. خبر طرح رجیستری تلفن همراه این طور آغاز شد که هدفش مبارزه با قاچاق گوشی تلفن همراه، حمایت از واردکننده‌های داخلی و جلوگیری از ورود گوشی‌های بدون خدمات پس از فروش بود. اجرایی شدن طرح رجیستری که از بعد از گذشت نزدیک به ده سال از 5 آبان آغاز شده است همچنان با ابهاماتی از جمله دارندگان تلفن همراه، افزایش قیمت گوشی و نامشخص بودن وضع گوشی های موجود در بازار روبه‌روست.
اما سیاستگزاران چطور از این الگو استفاده می کند؟ دولت ابلاغیه ها و اطلاعیه های مهم را به گونه ای منتشر می کند که به مردم متوجه شوند که کاری در حال انجام است. به عبارت بهتر این طور می توانیم بیان کنیم که اگر وزیری بخواهد در مورد سیاستی با مردم صحبت کند، بهترین گزینه موجود اخبار تلویزیون است که دارای مخاطبان گسترده ای است. به گزارش خزرخبر و به نقل از فارس، 22 آذر ماه سال 1393 بود که سایت استانداری مازندران خبر احداث بزرگترین بندر تفریحی ورزشی خاورمیانه در مازندران را منتشر کرد. خبر مربوط به توسعه سرمایه‌گذاری در رسانه‌های استان مازندران بازتاب بسیار جدی داشت و مورد توجه رسانه‌ها قرار گرفت. نکته جالب توجه در این خبر بحث پیگیری مکرر استاندار مازندران مطرح شده است و در این خبر آمده است، با پیگیری‌های مکرر استاندار مازندران و دستور جدی برای رفع مشکل سرمایه‌گذاران در استان بزرگترین بندر تفریحی ورزشی خاورمیانه با اعتبار هزار میلیارد تومان در سواحل نوشهر توسط بخش خصوصی احداث می‌شود. اما!!!
اما اینکه این پیام چگونه منتقل شود خود فنونی دارد که پیام چگونه بهتر به خاطر سپرده شود، و در صورت عدم توجه به آن، پیام آن طور که باید و مد نظر نهاد سیاستی است به مخاطب خود نرسیده و مورد توجه قرار نمی گیرد. اما این نقش بر عهده مشاوران رسانه و یا به تعبیری متخصصان توجیه گر است. و مشاوران رسانه هستند که به عنوان واسطه بین مقامات دولتی و رسانه نقش تعدیل گر و کنترل کننده را داشته و پیام را به نحوی تحت تاثیر گذار قرار می دهد که پیام مردم از طریق رسانه به دولت برسد و برعکس پیام دولت به عموم مردم برسد. 
بنابراین، نقش و حضور سردبیران خبری ماهر و توانمند برجسته می شود که تصمیم می گیرند چه موضوعی در صفحه اول چاپ شود و چه موضوعاتی باعث می شود که مردم روزنامه بیشتری خریداری کنند و یا کانال خبری خاصی را انتخاب نمایند. در این شرایط، برخی مسائل اجتماعی و فرهنگی مانند مراسم عروسی یک چهره ورزشی و یا تلویزیونی هم ردیف با خبر یک ابلاغیه سیاسی و یا جنگ و ... قرار می گیرد. 
 
 

 



:: موضوعات مرتبط: مقالات فارسی
:: برچسب‌ها: خط مشی, بوروکراسی, تحلیل رسانه, سیاست گذاری
تاریخ :  دوشنبه سیزدهم اسفند ۱۳۹۷
نویسنده :  مجید بی عوض شبستری

اجزای طرفدار فرمول بندی سیاست گذاری حمل و نقل
چکیده 
سیاست های حمل و نقل عمومی تقریبا در هر جنبه ای از زندگی جامعه و یک جزء اصلی اقتصاد بسیار مهم است. با این حال، قابلیت آنها تنها مستلزم جنبه های فنی مؤثر بر مشکلات مهندسی با اقتصادی نیست، زیرا اجزای دیگری نیز وجود دارند که به تصمیم مقام رسمی عمل می کنند یا عمل نمی کنند. شکست در پیاده سازی پروژه های حمل و نقل از لحاظ فنی و اقتصادی می تواند به عدم وجود اجزای خارجی به محیط مهندسی مربوط شود. یکی از این مولفه ها در عرصه اختلافات و مذاکرات بین بازیگران وجود دارد. این مقاله پیشنهادی برای اقدامات و منابع مختلف بر پایه حیات سیاسی پروژه های حمل و نقل، علاوه بر توجیه فنی و اقتصادی، انجام می شود. این مبنای نظری از مدل چرخه خط مشی تدوین می شود که گام های تصمیم گیری و حمایت از آن را به همراه اقدامات و منابع ایجاد می کند تا ذینفعان را متقاعد کند. آزمون پیشنهادی برای دو پروژه سیاست عمومی، یک پروژه عملیات حمل و نقل عمومی و تغییر در قوانین ایمنی ترافیکی است. مرحله اول و سوم چرخه سیاست 100٪ از موارد فعالیت های طرفداری، و موانع سیاست، اقدامات برای غلبه بر این موانع، و منابعی که از این اقدامات حمایت می کنند را پیش بینی می کند. در مرحله دوم، موانع و اقدامات نیز 100٪ پیش بینی می شود، اما منابع پیش بینی اقدامات کم بود، حدود 33٪ برای پروژه حمل و نقل و 22٪ برای پیش نویس اصلاح قانون.
مقدمه و مبانی نظری
سیاست های عمومی نقش مهمی در تعیین عدالت اجتماعی، آزادی های سیاسی و آزادی های مدنی، در منافع درازمدت محیطی و رفاه مردم دارند. در بسیاری از موارد، سیاست های عمومی توسط اعضای بازیگر غالب گروه های ذینفع اجتماعی تشکیل می شوند. اغلب اوقات دسترسی و متقاعد کردن تصمیم گیرندگان این گروه ها محدود می باشد، که از این وضعیت صرفاً برای تحمیل منافع خود در تصمیم گیری های مرتبط با نیازهای افراد حاشیه نشین استفاده نمی شود. لازم است که صدای این افراد از فرایندهای تصمیم گیری کنار گذاشته شود. بنابراین، گروه های سازمان یافته اقداماتی را دنبال می کنند تا از منافع این گروه های حاشیه ای دفاع کنند و در این شهروندان توانایی بیان ادعای خود را ایجاد کنند. این اقدامات طرفداری و حمایت نامیده می شود.
به گفته منسفیلد (2010)، آماده سازی یک برنامه عملی گامی مهم در حمایت است و باید شامل چرخه زیر باشد:
1) شناسایی تغییرات دلخواه، زمان رسیدن به آنها و شاخص های کمّی یا کیفی برای ارزیابی نتیجه عمل؛
2) شناسایی ذینفعان (موافقان و مخالفان) و درجه نفوذ هر کدام در تصمیم گیری ؛
3) شناسایی بازیگران هدف از اقدامات حامی؛ و
4) تعریف استراتژی
برای توسعه یک استراتژی طرفداری، مورایس (2012) نیاز به دانستن عناصر مشخص را شناسایی کرد: چه مشکلات و موانعی برای رسیدن به هدف باید برطرف شود؟ ب) آنچه باید برای غلبه بر این مشکلات انجام شود، چه اقداماتی و چه منابع باید در این اعمال استفاده شود؟
اقدامات و منابع مورد استفاده برای کلیه اعمال نفوذ بدون در نظر گرفتن نوع سیاست عمومی رایج است و می تواند در شدت استفاده و پیامدهای مثبت از یک سیاست به سیاست دیگری متفاوت باشد. با این حال، عنصر مانع ممکن است برای هر سیاست خاص باشد. بنابراین، برای ایجاد یک طرح عملیاتی برای حمایت از سیاست های عمومی، لازم است عناصر مربوط به موانع، اقدامات و منابع را شناسایی کنیم. 
برای تهیه طرح عملیات حمایتی برای اجرای یک سیاست حمل و نقل عمومی، مراحل زیر باید شرح داده شوند:
مرحله 1: شناسایی اجزای حمایت کننده که با مطالعه مقالات منتشر شده در ادبیات علمی در مورد سیاست های حمل و نقل عمومی و همچنین با حمایت از فرایندهایی که در بخش های 3 و 4 به طور کامل شرح داده می شود، ادامه می یابد.
مرحله 2: رخدادهای عناصر مربوطه در مرحله 1 و نتایج مثبت آنها را محاسبه کنید. 
در میان طیف گسترده ای از پروژه های حمل و نقل بالقوه که به عنوان نقطه شروع برای بررسی وقوع عناصر مورد استفاده قرار می گیرند، انتخاب پروژه ها بر اساس معیارهای زیر انجام شده است:
•    سهولت دسترسی به اسناد در پروژه؛
•    سهولت ارتباط با هماهنگ کنندگان و مدیران پروژه؛ و
•    در دسترس بودن مهندسان و مدیران پروژه ها برای شرکت در پژوهش.
مرحله 3: برای آزمون سازگاری عناصر و نیز نتایج شناسایی شده است، همان پرسشنامه به پروژه های سیاست عمومی اعمال خواهد شد و سپس از طریق جدول ها با استفاده از رتبه بندی ایجاد شده در مرحله قبل مقایسه می شود.
برخی نویسندگان در مطالعات خود نظرات متفاوتی دارند اما در مورد موارد زیر مربوط به طرفداری اتفاق نظر دارند:
-    تنظیم برنامه
-    توسعه گزینه ها
-    پیاده سازی
-    ارزیابی
هدف طرفداری و حمایت ایجاد شرایطی برای شهروندان در نشان دادن خود و یا صحبت کردن در مورد خود در درگیری های مربوط به تغییرات سیاسی است. این هدف، به توانمندسازی معروف است و در فعالیت های حمایتی اهمیت زیادی دارد. حمایت از فعالیت ها ممکن است شامل کمپین ها و مبارزات عمومی و خصوصی (لابیگری) از طریق آگاهی رسانی، استفاده از تحقیقات، مستندات و رسانه ها برای تأثیرگذاری بر تصمیم گیران باشد. لابیگری و مبارزات بعضی اوقات مترادف با حمایت می باشد، اما شیوه های اعضای یک فرایند حمایتی متمایز است و ممکن است به تنهایی یا به صورت تکمیلی رخ دهد.
تفاوت بین لابیگری و مبارزات
    مبارزه / کمپین    لابیگری 
مشارکت     تعداد بیشتر شرکت کنندگان    تعداد کمتر شرکت کنندگان
ارتباط    تماس از طریق رسانه ها     تماس مستقیم
رویکرد     قابل مشاهده عمومی     فرآیندی نسبتاً خصوصی
زبان    پیام ساده     پیام های مفصل تر


 



:: موضوعات مرتبط: مقالات فارسی
:: برچسب‌ها: سیاست گذاری, خط مشی, اجرا, سیاست های حمل و نقل
تاریخ :  دوشنبه سیزدهم اسفند ۱۳۹۷
نویسنده :  مجید بی عوض شبستری

وقتی از اتاق فکر صحبت می کنیم منظورمان موسسات فعال در حوزه مطالعات سیاسی است که به مطالعه و تحلیل حوزه سیاسی معین و یا طیف وسیعی از موضوعات سیاسی می پردازند و توصیه های لازم را به خط مشی گذاران ارائه می دهند و یا عموم مردم را از مباحثاتی که در رابطه با مسائل خط مشی گذاری مطرح شده اند مطلع می سازند. ما این سازمان ها را به عنوان سازمان های غیردولتی یا نهادهای نیمه دولتی و یا واحدهای شبه خودگردان درون دولت نیز می شناسیم. همسو با نظر تحلیلگران خط مشی می توانیم موج های توسعه اتاق های فکر را در سه مرحله شناسایی کنیم: نسل اول قبل از جنگ جهانی دوم؛ موج دوم جنگ سرد، موسسات متمرکز بر خط مشی های اقتصادی و اجتماعی داخلی و موج سوم افزایش اتاق های فکر جهانی از دهه 1980 به بعد. در ارتباط با نسل اول اتاق های فکر باید این طور اذعان کنیم که در واکنش به مشکلات اجتماعی و اقتصادی ناشی از شهری سازی، صنعتی سازی و رشد اقتصادی ایجاد شدند؛ که در این بین سازمان هایی نظیر موسسه بروکینز و بنیاد راسل سیج در آمریکا و موسسه ملی و اجتماعی فابین برای مطالعات اقتصادی و اجتماعی در انگلستان آوازه بسیاری دارند. در ادامه این سیر تحول که موج دوم شکل گرفت، دولت نقش بیشتری در امور اجتماعی و اقتصادی اتخاذ نمود و بدین ترتیب اتاق های فکری ایجاد شد که موسسه هودسون از مصادیق آن می باشد. اما موج سوم با رقابت ابرقدرت ها و مسائل مربوط به جنگ جهانی سوم همراه بود که تعداد موسسات متمرکز بر روی سیاست های اجتماعی، افزایش یافت. با بررسی و تفکیک وضعیت اتاق های فکر در کشورهای توسعه و در حال توسعه، این طور می توانیم بیان کنیم که در کشورهای ضعیف و متزلزل، اتاق های فکر بسیار محدودند ولی در صنعت جهانی در حال تکامل، اتاق های فکر همواره در وضعیت تجدد و احیا هستند و حتی به نهادهای سیاسی مستقل و نیز شرکت های مشاوره تبدیل شده و یا از آنها نشات می گیرند. اما در این میان بهتر است برخی از این موسسات را به جای اتاق های فکر، اتاق های بیهوده بنامیم چرا به کسب و کار سیاستمداران شیفته رهبری و مدیریت رونق بخشیده اند. از دیدگاه روزنامه نگاران، دانشگاهیان و سایر مفسران اصطلاح اتاق فکر برای اشاره به هر موسسه ای که در حال انجام مطالعات و تحلیل های علمی یا فنی مرتبط با سیاست است، می باشد. در واقع، به اذعان این قشر متخصص و فرهیخته اتاق های فکر سعی دارند ایده های خود را به صورت علنی، رایگان و ارزان و از طریق رادیو و تلویزیون و مقالات روزنامه ها که از طریق تحلیل سیاسی کوتاه همزیستی فزاینده ای با هم دارند به گوش مردم برسانند. چرا که این اطلاعات در اصل به عنوان کالای عمومی در اختیار همه قرار می گیرند. گاهی اوقات در بیان اعضای اتاق های فکر افرادی شایسته، دارای مدرک دکترا و حتی اساتید و مدرسان پاره وقت دانشگاه حضور دارند ولی جهت گیری اصلی آنها انجام تحلیل سیاسی است و نه آموزش عالی؛ که نقش بسزایی در توسعه سرمایه انسانی دارند. از دید این متخصصان و دانشگاهیان این طور می توان بیان کرد که اتاق های فکر شاخص ایده آلی برای بین المللی سازی تحلیل سیاسی هستند و موسسات باید برای آشنایی با موضوعات جهانی نگاهی فراتر از موضوعاتی بومی و ملی خود داشته باشند. نمونه بارز چنین مؤسسات را بانک جهانی، اتحادیه اروپا، سازمان تجارت جهانی تشکیل می دهد. یکی از مهمترین و دشوارترین سوالاتی که می توانیم در مورد اتاق های فکر بپرسیم این است که آیا اتاق های فکر تاثیرگذاری سیاسی دارند یا خیر؟ در جواب باید این طور بگوییم که اتاق های فکر به تقاضاهای مطالعات و تحلیل ها، ایده ها و استدلال های با کیفیت و معتبر پاسخ می دهند. علاوه بر این، اتاق های فکر خدماتی مانند آموزش اخلاقی یا سیاسی برای خدمتگزاران و فعالات مدنی ارائه نموده و یا اقدام به سازمان دهی کنفرانس ها یا سمینارها می نمایند. توسعه اتاق های فکر به جای آنکه سازمانی برای کاربرد دانش منطقی در سیاست باشد، نشان دهنده سیاسی سازی گسترده تحلیل سیاسی است. حتی در تعدادی از کشورها اتاق های فکر پا را از این نیز فراتر گذاشته و روشی برای پیشرفت حرفه ای و یا سکویی برای بلندپروازی و جاه طلبی سیاسی هستند. مطالعات اولیه کشور آمریکا در مورد اتاق های فکر، رویکردی قدرتی برای نقش اتاق های فکر در سیاستگزاری را مشخص نمود. مطالعات نخبگان از موسساتی نظیر موسسه بروکینگز بر این موضوع تاکید دارند که اتاق های فکر مهمترین و حیاتی ترین اجزای نخبگان و خبرگان قدرت هستند که تصمیم گیری و سیاستگزاری صرفا در اختیار گروه ها و افراد بسیار معدودی قرار دارد. همچنین برخی از طرفداران مکتب مارکس چنین استدلال می نمایند که اتاق های فکر نوعی سازمان های مصالحه و توافق هستند که در آن برنامه های متنوع و ایدئولوژی خاص تدوین و مورد بحث قرار می گیرد و طی آن مشکلات اقتصاد سیاسی به موضوعات سیاست عمومی قابل مدیریت تبدیل می شوند. 



:: موضوعات مرتبط: مقالات فارسی
:: برچسب‌ها: خط مشی عمومی, سیاست گذاری, اتاق فکر, خط مشی
مجید بی عوض شبستری

ایمیل:
shabestari716@gmail.com

شماره تماس:
09375520909

کانال تلگرام:
modiran98ir@

** رشته مديريت در کشور ما داراي شاخه هاي متعددي مي باشد که از آن جمله مي توان به مديريت بازرگاني، صنعتي، دولتي، جهانگردي، بيمه، بيمه اکو، امورگمرکي و امور بانکي اشاره کرد و همچنين از شاخه هاي تخصصي تري مثل مديريت کميسارياي دريايي يا اداره امور بيمارستانها نام برد.
*** مديريت هنر كار كردن با ديگران است نه وسيله قرار دادن ديگران
با تشکر