چرا پول بوجود آمد؟
در جامعه چه نیازی به پول می باشد؟ می دانیم که مبادله بین افراد هر جامعه
ضروری است به این دلیل که هر فرد نمی تواند همه نیازمندی های خود را تولید نماید،
بنابراین هر فرد در تولید کالایی مهارت پیدا می نماید و آن کالا را با کیفیت بهتر
و هزینه ارزان تر تولید می نماید و مازاد بر مصرف خود از آن کالا را با دیگران
مبادله می نماید و از این طریق نیازمندی های دیگر خود را تأمین می کند. بنابراین
مبادله باعث تخصص و مهارت و آن نیز باعث بهبود کیفیت کالاها و پایین آمدن هزینه
های تولید خواهد شد. هر چه مبادله در جامعه امکان پذیر و آسان تر باشد، تخصص بیشتر
شده و در نتیجه رشد آن جامعه سریع تر صورت می پذیرد. مبادلات افراد جامعه در ابتدا
به شکل پایاپای انجام می گرفت، یعنی کشاورز اگر به پارچه احتیاج داشت گندم اضافی
خود را به کسی که پارچه اضافی داشت و به گندم احتیاک داشت می داد و به ازای آن
پارچه دریافت می کرد. این نوع مبادله مشکلات متعددی داشت مثل نیاز متقابل، تعداد
مبادلات غیر لازم، حمل و نقل کالاها، غیر قابل تقسیم بودن برخی کالاها، فساد پذیری
برخی از کالاها و ... باعث شد که بشر به فکر اختراع پول بیفتد.
تاریخچه تکامل پول:
پول تا کنون شکل های مختلفی از ابتدای پیدایش خود داشته است که در نمودار زیر
نشان داده شده است:

پول کالایی: اولین شکل پول، پول کالایی بود. یعنی هر کس مازاد تولیدش را به
کالایی که مورد قبول همه بود، تبدیل می کرد و سپس با این کالا، نیازهای خود را
خریداری می نمود. کالایی که نقش پول را بازی می کرد می بایست مورد اعتماد همگان
باشد، یعنی همه مردم آن را به عنوان پول، قبول داشته باشند، به عنوان مثال
کالاهایی که در مناطق مختلف نقش پول را بازی می کردند عبارت بودند از: نمک، صدف،
ماهی خشک، تنباکو و ... . پول کالایی هر چند در مقایسه با مبادلات پایاپای پیشرفت
بزرگی بود ولی به دلیل اینکه پول کالایی، مشکلاتی همچون فساد پذیری، عدم تقسیم
پذیری به اجزاء کوچک، هزینه تولید بالا، مشکلات حمل و نقل، امکان تقلب در آن و ...
را دارا بود بشر در فکر این بود که پولی اختراع کند که مشکلات فوق را نداشته باشد
بنابراین پول فلزی را ایجاد نمود.
پول فلزی: پول فلزی در حقیقت همان پول کالایی است که کالای آن فلزات قیمتی مثل
طلا و نقره بود. طلا و نقره به دلیل فساد ناپذیری، قابلیت تقسیم به اجزاء ریز،
کمیابی آن و ... در مقایسه با کالاهای دیگر پول کالایی مناسب تری بود.
پول کاغذی (اسکناس): پول کاغذی در مقایسه با پول فلزی، به دلیل حجم و وزن کم،
هزینه تولید کم، امکان تولید نامحدود آن و ... برتری هایی را دارا بود.
پول تحریری (چک): پول تحریری که پول اعتباری نیز نام دارد، همان حساب جاری یا
اعتباری اشخاص است که به وسیله چک به دیگران منتقل می شود. این نوع پول در مقایسه
با اسکناس برتری هایی را دارد، زیرا در ورقه چک می توان از یک ریال تا یک میلیارد
ریال و یا بیشتر هم نوشت، امکان تقلب در آن کمتر و هزینه تولید آن پایین تر می
باشد.
پول الکترونیکی: آخرین شکل پول که تا کنون بشر اختراع کرده است، پول
الکترونیکی است، پول الکترونیکی یا همان کارت های الکترونیکی وظایف پول را به
بهترین نحو انجام می دهند، امکان تقلب در آنها کم است، سرعت انتقال پول سریع است،
وزن، حجم و هزینه تولیدی کمی دارند و ... .
توجه: هر چند شکل پول عوض شده است و با تحولات تکنولوژیکی در آینده نیز
احتمالاً با شکل های پدیدی از پول مواجه خواهیم بود، ولی همه شکل های مختلف سه
وظیفه زیر را به عهده داشته اند.
وظایف پول:
پول سه وظیفه در اقتصاد انجام می دهد:
1) پول به عنوان وسیله مبادله: با پول مبادلات را انجام می دهیم و پول باعث می
شود که مبادلات آسان تر انجام گیرد و مشکلات مبادلات پایاپای مطرح نشود.
2) پول به عنوان معیار سنجش: به وسیله پول کالاها و خدمات را با یکدیگر مقایسه
می کنیم.
3) پول به عنوان وسیله حفظ ارزش (پس انداز): به وسیله پول می توانیم پس
اندازهای خود را انجام دهیم. البته در شرایط تورمی ممکن است پول اینوظیفه خود را
انجام ندهد زیرا به دلیل کاهش قدرت خرید پول، مردم پس اندازهای خود را به شکل پول
نگهداری ننمایند.
حجم پول در گردش، نقدینگی و سرعت گردش پول:
حجم پول در گردش (
)
یا به اختصار پول در اقتصاد برابر است با اسکناس و مسکوک در دست مردم به اضافه
سپرده های دیداری (حساب های جاری در بانک ها). بنابراین هرگاه در اقتصاد گفته می
شود پول، فقط اسکناس و سکه مد نظر نمی باشد، حساب های جاری (که برای آن دسته چک
صادر می شود) نیز جزو حجم پول است.
نقدیندگی (
)
که گاهی به آن نقدینگی بخش خصوصی نیز می گویند (زیرا سپرده های دولت در آن محاسبه
نمی شود) برابر است با حجم پول به اضافه سپرده های پس انداز و مدت دار بخش خصوصی
در بانک ها. به سپرده های پس انداز و مدت دار، شبه پول نیز گفته می شود؛ بنابراین
نقدینگی برابر است با پول به علاوه شبه پول.

سرعت گردش پول: منظور از سرعت گردش پول، تعداد معاملاتی است که به وسیله یک
واحد پولی در زمان محدود و مشخص انجام می گیرد. هر چه سرعت گردش پول بیشتر باشد،
شبیه این است که حجم پول بیشتر است. مثلاً اگر سرعت گردش پول برابر با 2 باشد،
قدرت خرید یک اسکناس 100 تومانی، 200 تومان و اگر سرعت گردش پول 5 باشد، قدرت خرید
آن 500 تومان است.
تقاضای پول:
افراد به دلایل و انگیزه های زیر پول تقاضا می کنند:
1) انگیزه معاملاتی: به دلیل اینکه زمان دریافت درآمد و مصرف یکی نمی باشد،
افراد پول نگهداری می کنند تا معاملات روزمره خود را با آن انجام دهند. مقدار پولی
که برای انجام معاملات تقاضا می کنیم، به تقاضای معاملاتی معروف است و تابعی از
درآمد ملی در نظر گرفته می شود.
2) انگیزه احتیاطی: اغلب افراد و بنگاه ها مقداری پول را برای حوادث غیرقابل
پیش بینی (بیماری، آتش سوزی، بیماری) نگهداری می کنند، به مقدار پولی که برای این
گونه امور تقاضا می شود، تقاضای احتیاطی پول گفته می شود. تقاضای معاملاتی و
احتیاطی تابعی از درآمد ملی در نظر گرفته می شود و تابع آن را به شکل
می نویسیم.
نسبتی از درآمد ملی است که به صورت پول برای
امور معاملاتی و احتیاطی نگهداری می شود.
3) انگیزه سفته بازی: کلاسیک ها معتقد بودند که به جز دو دلیل و یا انگیزه
فوق، دلیل دیگری برای نگهداری پول وجود ندارد. استدلال آنها نیز این بود که وقتی
افراد برای امور معاملاتی و احتیاطی مقداری از درآمد خود را به صورت پول نگهداری
می کنند مابقی آن را تبدیل به دارایی های درآمدزا (سهام، اوراق قرضه، سپرده های
مدت دارد؛ دارایی های فیزیکی) می نمایند و دلیل برای نگهداری آن به شکل پول که یک
نوع دارایی عقیم است، وجود ندارد. کینز با بحث خود نشان داد که علاوه بر انگیزه
های فوق، افراد به انگیزه سفته بازی نیز پول نگهداری می کنند. افراد برای انجام
سفته بازی و برای اینکه از موقعیت های بوجود آمده سود بدست بیاورند مقداری پول
نگهداری می کنند، به پولی که برای این کار تقاضا می شود تقاضای سفته بازی پول گفته
می شود. تقاضای سفته بازی برای پول با نرخ بهره رابطه معکوس دارد، علت آن این است
که اگر نرخ بهره بالا باشد، هزینه نگهداری پول نقد برای سفته بازی بالا است. نرخ
بهره همان هزینه فرصت نگهداری پول نقد است. بنابراین هر چه نرخ بهره پایین تر
بیاید تقاضای سفته بازی برای پول بیشتر می شود، زیرا هزینه انجام سفته بازی کاهش و
سود سفته بازی افزایش یافته است. (به هر عملی که فرد بخواهد با استفاده از نوسانات
قیمت در طول زمان، سود بدست بیاورد سفته بازی گفته می شود)

نرخ بهره؛
ضریب تقاضای سفته بازی پول نسبت به نرخ بهره؛
مقدار ثابت یا تقاضای مستقل پول؛
ضریب تقاضای معاملاتی و احتیاطی نسبت به درآمد.
تقاضای پول تابعی از درآمد ملی و نرخ بهره است که رابطه تقاضای پول با درآمد
ملی مثبت و با نرخ بهره منفی می باشد. 
تقاضای پول از روش نموداری:
تقاضای معاملاتی و احتیاطی تابعی خطی است که از مبدأ مختصات می گذرد. تقاضای
سفته بازی، تابعی از معکوس نرخ بهره می باشد.
تقاضای پول که از مجموع تقاضای معاملاتی و احتیاطی بدست می آید تابعی از
و
می باشد:
یا


عرضه پول:
عرضه پول نیز همچون تقاضای پول تحت تأثیر عوامل مختلف است ولی برای شروع و
سادگی بحث، فرض می کنیم که عرضه پول متغیری برون زا می باشد و توسط بانک مرکزی
تعیین می شود. یعنی تغییرات نرخ بهره و یا سایر متغیرها بر مقدار عرضه پول بدون
تأثیر می باشد.

تعادل در بازار پول:
تعادل در بازار پول، هنگامی برقرار است که عرضه و تقاضای پول با یکدیگر برابر
باشد، به عبارت دیگر مازاد یا کمبود تقاضا و عرضه پول وجود نداشته باشد.
نقطه تعادل، نقطه
است، زیرا عرضه و تقاضای پول برابر است و نرخ
بهره تعادلی برابر با
می باشد. اگر نرخ بهره بالاتر از
باشد، مازاد عرضه پول و اگر کمتر از
باشد، مازاد تقاضای پول بوجود می آید. اگر در
بازار پول مازاد تقاضا باشد، باعث افزایش نرخ بهره می شود، در نتیجه تقاضای سفته
بازی کاهش می یابد، کاهش تقاضای سفته بازی باعث کاهش تقاضای پول می شود تا عرضه و
تقاضا پول برابر گردند. اگر مازاد عرضه پول نیز وجود داشته باشد، نرخ بهره کاهش می
یابد، تقاضا سفته بازی افزایش می یابد و در نتیجه تقاضای پول افزایش می یابد تا
تعادل در بازار پول برقرار گردد.

تغییر در تعادل بازار پول:
هر عاملی که باعث انتقال منحنی های عرضه و تقاضای پول گردد، منجر به تغییر
نقطه تعادل می گردد و در نتیجه نرخ بهره تعادلی تغییر می کند. به عنوان مثال اگر
درآمد ملی افزایش یابد، منحنی تقاضای پول به سمت راست منتقل می شود و در نتیجه نرخ
بهره تعادلی افزایش می یابد. اگر عرضه پول افزایش یابد، تابع
به سمت راست منتقل می شود و
کاهش می یابد و یا اگر همزمان
و
افزایش یابد تابع عرضه و تقاضای پول به سمت راست
منتقل می شود، و تغییر نرخ بهره تعادلی نامشخص است یعنی ممکن است افزایش، کاهش و
یا ثابت بماند که به اندازه انتقال منحنی عرضه و تقاضای پول بستگی دارد. اگر
انتقال منحنی تقاضای پول از عرضه پول بیشتر باشد، نرخ بهره تعادلی افزایش و اگر
انتقال منحنی عرضه پول بیشتر باشد، نرخ بهره کاهش می یابد و اگر انتقال منحنی عرضه
و تقاضای پول برابر باشد نرخ بهره بدون تغییر باقی می ماند.
عوامل تعیین کننده عرضه پول:
عرضه پول برابر است با پایه پولی ضربدر ضریب تکاثر پول: 
بنابراین
عرضه پول در صورتی تغییر می کند که
(پایه پولی) و یا
(ضریب تکاثر پول) تغییر نماید.
پایه
پولی که (
)
که به پول پر قدرت نیز معروف می باشد، برابر است با بدهی بانک مرکزی به بخش های
خصوصی (اسکناس و مسکوک در دست مردم) و بانکی (اسکناس و مسکوک نزد بانک ها، سپرده
قانونی و آزاد بانک ها نزد بانک مرکزی). با توجه به تعریف ترازنامه بانک مرکزی،
پایه پولی برابر است با حاصل جمع خالص دارایی های خارجی و داخلی این بانک، به
عبارت دیگر پایه پولی را می توان وسیله پرداختی دانست که بانک مرکزی با استفاده از
آن دارایی های مالی گوناگون هود را خریداری می کند.
|
دارایی
ها
|
ترازنامه
بانک مرکزی
|
بدهی
ها
|
|
1- ذخایر ارزی
2- ذخایر طلا و جواهرات ملی
3- اوراق قرضه دولتی و مطالبات از دولت
4- اعتبارات اعطایی به بانک ها
|
1- اسکناس و مسکوک در دست مردم
2- ذخایر قانونی بانک ها
3- ذخایر آزاد (اضافی) بانک ها
|
|
منابع
پایه پولی
|
مصارف
پایه پولی
|
|
|
|
|
ضریب تکاثر پول:
ضریب تکاثر پول برابر است با تغییرات حجم پول، تقسیم بر پایه پولی: 
ضریب تکاثر پول به این مفهوم است که به ازای یک واحد تغییر در پایه پولی حجم
پول چند واحد تغییر می کند.
ضریب تکاثر پول در ساده ترین حالت برابر است با یک تقسیم بر نرخ ذخیره
قانونی:

هر
چه نرخ ذخیره قانونی کمتر باشد، قدرت وام دهیی یا خلق پول بانک های تجاری بیشتر می
شود.
ضریب
تکاثر محاسبه شده فوق که به ضریب تکاثر بالقوه یا حداکثر معروف است با این فروض
است که مردم اسکناس و سکه نگهداری نمی کنند، بانک ها ذخیره اضافی ( یعنی بیشتر از
ذخیره قانونی) نگهداری نمی کنند، مردم همه پول خود را در حساب جاری نگهداری می
کنند و کسی اسکناس و سکه در معاملات استفاده نمی کند. اگر مردم مقداری از پول خود
را به شکل سکه و اسکناس نگهداری کنند، حجم پول شبکه بانکی کاهش می یابد و قدرت وام
دهی یانک ها کم می شود، بنابراین ضریب تکاثر پول کاهش می یابد. همپنین هر چه بانک
ها اضافه بر ذخیره قانونی، ذخیره اضافی بیشتری نگهداری کنند به این معنی است که
قدرت وام دهی آنها کم می شود و در نتیجه ضریب تکاثر پول کاهش می یابد. در این حالت
ضریب تکاثر پول برابر است با:

نرخ ذخیره اضافی است که با ضریب تکاثر رابطه
معکوس دارد ؛
نسبت اسکناس و مسکوک به سپرده دیداری است که هر
چه بیشتر باشد ضریب تکاثر کاهش می یابد ؛
نرخ ذخیره قانونی است که رابطه معکوس با ضریب
تکاثر پول دارد. اگر
و
برابر صفر باشد، ضریب تکاثر پول برابر با
می شود که همان ضریب تکاثر بالقوه یا حداکثر خلق
پول است.
توجه: با توجه به فرمول ضریب تکاثر می توان نوشت: 
فرمول
فوق نشان می دهد که عرضه پول به
(به تصمیمات بانک مرکزی بستگی دارد) ؛
(به تصمیمات و رفتار مردم بستگی دارد که چه
نسبتی از پول خود را به صورت سکه و اسکناس و چه مقدار را در حساب جاری نگهداری
کنند) ؛
(به تصمیمات بانک مرکزی بستگی دارد) ؛
(به تصمیمات بانک های تجاری بستگی دارد) وابسته
است. بنابراین این تصور که حجم پول را فقط بانک مرکزی تعیین می کند، اشتباه است.
اگر شما نیز پول خود را بیشتر به صورت اسکناس و سکه نگهداری کنید، حجم پول را کاهش
می دهید و یا اگر یک بانک تجاری ذخیره اضافی بیشتری نگهداری کند، حجم پول را کاهش
می دهد.
سیاست پولی:
به هر سیاستی که باعث تغییر حجم پول گردد، سیاست پولی اطلاق می گردد. سیاست
هایی که باعث افزایش حجم پول می گردند، سیاست های پولی انبساطی و سیاست هایی که
باعث کاهش حجم پول می گردند سیاست پولی انقباضی نام دارند. از سیاست های پولی
انبساطی برای مبارزه با رکود و از سیاست های پولی انقباضی برای مبارزه با تورم
استفاده می شود.
ابزارهای سیاست پولی:
سیاست پولی از طریق ابزارهای زیر اعمال می گردد:
1) نرخ ذخیره قانونی: هر چه نرخ ذخیره قانونی کمتر باشد، قدرت اعتباردهی بانک
ها افزایش می یابد و در نتیجه ضریب تکاثر پول افزایش می یابد، بنابراین حجم پول
افزایش می یابد. پس کاهش نرخ ذخیره قانونی سیاست انبساطی پولی و افزایش نرخ ذخیره
قانونی، سیاست انقباضی پولی می باشد.
2) عملیات بازار آزاد: به خرید و فروش اوراق قرضه توسط بانک مرکزی عملیات
بازار باز گفته می شود. اگر بانک مرکزی اقدام به خرید اوراق قرضه کند، حجم پول
افزایش می یابد و اگر اقدام به فروش اوراق قرضه نماید، حجم پول کاهش می یابد، زیرا
پول در دست مردم را جمع آوری می کند، عملیات بازار باز بر پایه پولی تأثیر می
گذارد در حالیکه تغییر نرخ ذخیره قانونی بر ضریب تکاثر پول اثر می گذارد.
3) نرخ تنزیل مجدد: نرخ تنزیل مجدد عبارت است از نرخ بهره ای که توسط بانک
مرکزی وضع می شود و در آن نرخ، بانک مرکزی اسناد و اوراق مدت دار بانک ها را تنزیل
کرده و در قبال آنها به بانک ها وام می دهد. با کاهش نرختنزیل مجدد، بانک ها از
بانک مرکزی بیشتر وام دریافت می کنند، بنابراین حجم پول افزایش می یابد که یک
سیاست انبساطی پولی است و افزایش نرخ تنزیل مجدد یک سیاست انقباضی پولی است.
علاوه بر سه ابزار فوق، از ابزارهای دیگری نیز مثل محدود کردن فعالیت های بانک
ها، تعیین حداکثر اعتباردهی بانک ها، تعیین حداکثر سود بانک ها نیز به عنوان ابزار
کنترل حجم پول استفاده می شود.
نظریه مقداری پول:
کلاسیک ها نظریه خود را در مورد بازار پول از طریق نظریه مقداری پول بیان می
کنند. اولین مطرح کننده نظریه مقداری پول، ریکاردو بود که بعداً توسط استوارت میل
به صورت
مطرح شد.
حجم پول ؛
سرعت گردش پول ؛
سطح عمومی قیمت ها ؛
حجم کل معاملات است.
کلاسیک ها معتقد بودند که
و
ثابت است، بنابراین
و
رابطه متناسب و مستقیم با یکدیگر دارند، یعنی
اگر حجم پول دو برابر شود، قیمت ها نیز دو برابر می شود. به عبارت دیگر کلاسیک ها
معتقد بودند که حجم پول، تعیین کننده قیمت می باشد، یعنی در بازار پول قیمت تعیین
می شود. در حالیکه کینز می گوید بازار پول، بازار تعیین نرخ بهره است. کلاسیک ها
معتقد بودند که نرخ بهره از طریق برابری تابع
و
بدست می آید.
توجه: نظریه مقداری پول به شکل های زیر نیز ارائه شده است:

توجه: اگر معادله نظریه مقداری پول را به صورت نرخ رشد بنویسیم، خواهیم
داشت: 
علامت نقطه بالای هر متغیر، نرخ رشد آن متغیر را نشان می دهد.
توجه: اقتصاد دان دیگری به نام فیشر، نظریه مقداری پول را بسط داد و سپرده های
بانکی (
)
و سرعت گردش سپرده های بانکی (
)
را نیز وارد فرمول نمود:

توجه: در نظریه مقداری پول، وظیفه پول را فقط وظیفه معاملاتی در نظر می گیرند،
در حالیکه کینز معتقد است از پول به عنوان یکی از اشکال نگهداری دارایی برای
انگیزه های سفته بازی نیز استفاده می شود.
نظریه مکتب کمبریج برای تقاضای پول:
نظریه پولی مکتب کمبریج که بیان دیگری از نظریه مقداری پول است، تقاضای اسمی
برای پول را برابر با نسبتی از درآمد افراد در نظر می گیرد که پیگو این برداشت را
در سطح اقتصاد کلان نیز تعمیم داده و از نظر وی تقاضا برای پول برابر است با
که
تقاضای اسمی پول ؛
نسبتی از درآمد ملی است که افراد می خواهند به
صورت پول نگهداری کنند ،
سطح عموی قیمت ها ؛
درآمد ملی حقیقی می
باشد.
رابطه بین فرمول تقاضای پول کمبریج و نظریه مقداری پول روشن است، از آنجا که
عرضه و تقاضای پول برابر است یعنی
بنابراین می توان نوشت: 
از آنجا که در نظریه مقداری پول
می باشد، بنابراین
در نظریه کمبریج برابر است با عکس سرعت گردش پول
(
).
نظریه تقاضا پول فریدمن (نظریه جدید مقداری پول):
فریدمن یکی از کسانی استکه تلاش در جهت احیای نظریه کلاسیک ها و از جمله نظریه
مقداری پول کلاسیک ها نموده است. کلاسیک ها معتقد بودند از پول فقط به عنوان واسطه
مبادلات استفاده می شود، بنابراین تقاضای پول به قیمت و درآمد بستگی دارد ولی
فریدمن معتقد است که از پول علاوه بر واسطه مبادلات به عنوان یکی از اشکال نگهداری
دارای (ثروت) نیز استفاده می شود، پس تقاضای پول به هزینه نگهداری پول نزی بستگی
دارد. فریدمن معتقد است، تقاضای حقیقی برای پول نسبتی از درآمد دائمی افراد است
یعنی
ولی از آنجا که از پول به عنوان دارایی نیز
استفاده می شود، پس نسبتی از درآمد دائمی که به شکل پول نگهداری می کنیم به بازدهی
سایر اشکال دارایی نیز بستگی دارد.
می توان گفت از نظریه فریدمن تقاضای حقیقی پول تابعی از عوامل زیر می
باشد: 
نرخ بهره بانک ؛
نرخ بازدهی اوراق قرضه ؛
نرخ بازدهی سهام ؛
نرخ رشد قیمت ها یا تورم ؛
درآمد ملی ؛
ثروت .
از
نظر فریدمن تقاضای پول با
رابطه معکوس و با
رابطه مستقیم دارد، زیرا اگر
افزایش یابد، هزینه فرصت نگهداری پول افزایش می
یابد. بنابراین تقاضای پول کاهش می یابد زیرا بازدهی سایر شکل های دارایی افزایش
یافته و افراد دارایی خود را کمتر به شکل پول نگهداری می کنند.
توجه:
در نظریه مقداری پول، علت افزایش قیمت ها افزایش حجم پول است ولی در نظریه تقاضای
پول فریدمن افزایش قمیت ها نیز بر تقاضای پول مؤثر است. البته فریدمن معتقد است
عامل اصلی تقاضای پول در بلندمدت همان درآمد است زیرا عوامل دیگر کم و بیش ثابت
است. بنابراین نظریه فریدمن به نظریه کمبریج نزدیک می شود ولی در بلندمدت از آنجا
که عوامل دیگر ثابت نیستند، تقاضای پول فقط تابعی از درآمد نمی باشد و عوامل دیگر
نیز تأثیرگذار هستند پس نظریه کمبریج در کوتاه مدت صحیح نمی باشد.
نظریه تقاضای معاملاتی بامول – توبین:
در نظریه کینز تقاضای معاملاتی تابعی از درآمد در نظر گرفته می شود ولی بامول
و توبین نشان می دهند که تقاضای معاملاتی پول علاوه بر درآمد با نرخ بهره نیز
رابطه دارد. تقاضای معاملاتی با درآمد ملی رابطه مستقیم و با ترخ بهره رابطه معکوس
داردف علت آن نیز این است که هر چه نرخ بهره بالاتر رود، هزینه فرصت نگهداری پول
نقد برای معاملات روزمره افزایش می یابد، بنابراین افراد پول کمتری برای معاملات
نگهداری می کنند.
قانون گرشام:
توماس گرشام که مشاور مالی ملکه انگلیس بود، این موضوع را مطرح کرد که اگر دو
پول در جریان باشد، «پول بد، پول خوب را از جریان خارج می کند». جمله فوق به عنوان
قانون گرشام معروف شد. گرشام این موضوع را زمانی مطرح کرد که در زمان پول فلزی، در
بعضی کشورها نظام پایه دو فلزی (یعنی همزمان دو فلز مثل طلا و نقره به عنوان پول
رایج در کشور وجود داشت) رایج بود. گرشام مطرح کرد که در این صورت مردم بیشتر پول
بد (نقره) به عنوان پول استفاده می کنند واز پول خوب (طلا) در معاملات استفاده نمی
کنند.
:: موضوعات مرتبط:
جزوات و خلاصه دروس تئوری های مدیریت
:: برچسبها:
تکامل پول,
وظایف پول,
نقدینگی,
سرعت گردش پول